عباس كياني دارابی-وكيل پایه یک دادگستري
۱۳۹۰/۰۳/۲۴
جملاتی از کریستین بوبن نویسنده ی فرانسوی
:
- قلب به کندی رشد میکند. روح از ابتدا در اوج است. قلب برای بزرگ شدن به زمان زیادی نیاز دارد. روح بی درنگ در قله ی شکوفایی خویش است.
- من با نگریستن به زندگی تو٬ فهمیدم که چه قدر گوش دادن به مردان کار سنگینی است. بس که آن ها از غرور مردانگی شان وزین شده اند٬ بس که آن ها به خاطر تسلط بر ظاهر دنیا ـ تنها بر ظواهرش ـ با هوش به نظر می رسند: آدم هر چه بیش تر خود را به زندگی ضعیف نزدیک کند٬ بیش تر به نیکی خالص نزدیک میشود .... ص ۱۰۰ غیرمنتظره
- تنها خدا می تواند بدون نگرانی از خود٬ بی وقفه نگران زندگی باشد. زندگی ای که به طور شگفت انگیزی٬ با گذر لحظات از دست می رود.
- پایان ها نیز گاهی غیرمنتظره اند ولی این شروع غیرمنتظره است که به یاد می ماند.
- تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که هنرمند در برابرش به تنهایی مطلق می رسد.
- انتظار ما براي فرا رسيدن عشق، بهار، آرامش هميشه با غافلگيري به سر مي رسد. انگار آنچه اميدش را داشته ايم. اميد بستني نبوده. انگار راه و رسم حقيقي انتظار كشيدن اين گونه بوده: پيش بيني هيچ چيز را نكردن مگر آنچه پيش بيني نكردني است، انتظار هيچ چيز را نداشتن مگر آنچه انتظار نداشتني است
- قلب به کندی رشد میکند. روح از ابتدا در اوج است. قلب برای بزرگ شدن به زمان زیادی نیاز دارد. روح بی درنگ در قله ی شکوفایی خویش است.
- من با نگریستن به زندگی تو٬ فهمیدم که چه قدر گوش دادن به مردان کار سنگینی است. بس که آن ها از غرور مردانگی شان وزین شده اند٬ بس که آن ها به خاطر تسلط بر ظاهر دنیا ـ تنها بر ظواهرش ـ با هوش به نظر می رسند: آدم هر چه بیش تر خود را به زندگی ضعیف نزدیک کند٬ بیش تر به نیکی خالص نزدیک میشود .... ص ۱۰۰ غیرمنتظره
- تنها خدا می تواند بدون نگرانی از خود٬ بی وقفه نگران زندگی باشد. زندگی ای که به طور شگفت انگیزی٬ با گذر لحظات از دست می رود.
- پایان ها نیز گاهی غیرمنتظره اند ولی این شروع غیرمنتظره است که به یاد می ماند.
- تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که هنرمند در برابرش به تنهایی مطلق می رسد.
- انتظار ما براي فرا رسيدن عشق، بهار، آرامش هميشه با غافلگيري به سر مي رسد. انگار آنچه اميدش را داشته ايم. اميد بستني نبوده. انگار راه و رسم حقيقي انتظار كشيدن اين گونه بوده: پيش بيني هيچ چيز را نكردن مگر آنچه پيش بيني نكردني است، انتظار هيچ چيز را نداشتن مگر آنچه انتظار نداشتني است
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی
در 10:37 | لینک ثابت
•
