عباس كياني دارابی-وكيل پایه یک دادگستري
۱۳۹۰/۰۳/۲۴
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید
چه غریبونه گذشتن ، جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی ، ای تجلی ظهــــور
...
با توام...با تو که گفتی ، تکیه گاه عاشقایی
میدونم یه دنیا نوری ، ساده ای...بی انتهایی
مث لالایی بارون ، تو کویر بی صدایی
تو خود عشقی میدونم ، ناجی فاصله هایی
...
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید
عمریه دلم گرفته ، گله دارم از جدائی
غایب همیشه حاضر ، تو کجایی...تو کجــــــــایی...
تو کجـــــــــــــــــــــــایی...تــــــــــــــــوکجایی...؟
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید
چه غریبونه گذشتن ، جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی ، ای تجلی ظهــــور
...
با توام...با تو که گفتی ، تکیه گاه عاشقایی
میدونم یه دنیا نوری ، ساده ای...بی انتهایی
مث لالایی بارون ، تو کویر بی صدایی
تو خود عشقی میدونم ، ناجی فاصله هایی
...
توهمون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای نا امید
مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید
عمریه دلم گرفته ، گله دارم از جدائی
غایب همیشه حاضر ، تو کجایی...تو کجــــــــایی...
تو کجـــــــــــــــــــــــایی...تــــــــــــــــوکجایی...؟
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی
در 14:59 | لینک ثابت
•
