۱۳۹۰/۰۳/۲۴

توهمون حس غریبی که همیشه با منی

توهمون حس غریبی که همیشه با منی
توهمون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید

چه غریبونه گذشتن ، جمعه های سوت و کور

هنوز اما نرسیدی ، ای تجلی ظهــــور

...

با توام...با تو که گفتی ، تکیه گاه عاشقایی

میدونم یه دنیا نوری ، ساده ای...بی انتهایی

مث لالایی بارون ، تو کویر بی صدایی

تو خود عشقی میدونم ، ناجی فاصله هایی

...

توهمون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مث دیدن ستاره تو شبای ناپدید

عمریه دلم گرفته ، گله دارم از جدائی

غایب همیشه حاضر ، تو کجایی...تو کجــــــــایی...

تو کجـــــــــــــــــــــــایی...تــــــــــــــــوکجایی...؟
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 14:59 |  لینک ثابت   •