۱۳۹۰/۰۳/۲۴

ضرب المثلها

ضرب المثلها جزئی از فولکلور مردم (دانش عامیانه) به حساب می آید در زیر چند ضرب المثل مازنی آورده شده است:

1- آدم چلاس روزی دِ بار چاشت خِینه

آدم خسيس روزي دو بار ناهار مي خورد.

موقعی که کسی کاری را از روی خساست دو بار انجام دهد می گویند.


2- دست به خر نَرِسِنِه پالونِه تب تب دینه

دست به خر نمي رسد زين را مي تكاند.

موقعی که کسی بخواهد عقده های خود را نسبت به کسی بر روی دیگران خالی کند بکار می برند.


3- وَک کبزِّه دوش هَیته

غورباقه، لاك پشت را به دوش گرفته.

موقعی که کسی مسئولیت سنگین تر از توانایی اش بر عهده بگیرد.


4- وَلِه چو راست نَوُنِه تِرشِه شیر ماست نَوُنِه

چوب خميده راست نمي شود، شير ترش ماست نمي شود.

کسی که ذات و طبیعتش بد باشد با نصیحت و اندرز خوب و مودب نمی شود.


5- وِنِه زخم خَلِه جولِه

زخمش خيلي عميق است.

کسی که خیلی طمعکار و پرتوقع باشد می گویند.


6- اتا حرف زنده که بمرده کرکه خنده گیرنه

يك حرفي مي زند كه مرغ مرده را مي خنداند.

موقعی که کسی یک حرف بی نتیجه بزند بکار می برند.


7- وِشنا اشکم آب یخ

شكم گرسنه آب يخ.

کسی که گرسنه باشد و بخواهند کار سخت به او بدهند.


8- نخونس ملا بیه

نخوانده ملا شده.

کسی که زحمت نکشیده باشد و به نتیجه ای دست یابد.


9- پسرزن تعریف شی مار ونه هکنه

تعریف عروس را مادر شوهر باید بکند.

تعریف و تمجید اشخاص را باید از کسانی شنید که میانه خوبی با آنها ندارند.


10- انگیر، انگیر جا رنگ یاد گیرنه همسایه، همسایه ی جا فهم

انگور از انگور رنگ یاد می گیرد، همسایه از همسایه فهم

مثل کمال همنشین.


11- بلبل وچه همه بلبل نونه خربل بونه

یعنی بچه های بلبل همه که بلبل واقعی نمی شوند.


12- ول تک چاقو کوچ اقوز بی دله

یعنی چاقویی که نوک آن کج است همانند گردوی بی مغز است.


13- ته بسات پل بامشی کته یور نشونه

یعنی پلی که تو ساختی بچه گربه هم از آن رد نمی شود.


14- سیولمه هرچی بشوری اسبه نونه

یعنی نمد که سیاه باشد هر چه آن را بشوری سفید نمی شود.


15- شه هیچی ننشا مردم زرد نشا ر قبول ناینه

خودش هنوز نشا نکرده است ولی نشای زرد مردم را قبول ندارد.


16- ککلی که تلا دنیه کرک، سالاره

مرغدانی که در آن خروس نباشد مرغ در آن بزرگی می کند.


17- با هنر گل به سر، بی هنر تیل به سر

باهنر گل به سر دارد و بی هنر گِل به سر دارد.

در ارزش هنرمندی و مذمت و نکوهش بی هنری بکار می رود.


18- برارون جنگ کنه، ابلهون باور کنه

برادران با هم می جنگند، ابلهان باور می کنند.

در مورد امری که محال باشد یا در مورد جنگ زرگری.


19- آدم زنده وکیل وصی ناخوانه

آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد.

دخالت بی مورد در کار دیگران.


20- آسمون کلاج هم، مرغنه هکنه، مه کرک شه

کلاغ آسمان هم اگر تخم بگذارد مال مرغ من است.

همه چیز را برای خود دانستن.


21- آدم که شانس داینه وِ نه کرک اتا لینگ سر هم مرغنه کنده

آدم خوش شانس مرغش حتی روی یک پا هم تخم می گذارد.

برای افراد خوش شانس و خوش اقبال گفته می شود.


22- شه مال ر گرد دار، همسایه جا گله ندار

از مال خودت حفاظت کن تا از همسایه گلایه نداشته باشی.

حفاظت و حراست از مال خود و تهمت نزدن به دیگران.


23- زبون خش مر ره از لی در ایاینه

زبان خوش مار را از لانه بیرون می آورد.

خوشرفتاری و برخورد خوب با دیگران.


24- گو تا شه شاخ ره نوینه، شو چرا نشونه

گاو تا شاخ خود را نبیند شب به چرا نمی رود.

با توجه به قدرت و توانایی در خود دست به عملی زدن.


25- مثل سگ و شال هسنه

مانند سگ و شغال هستند.

دشمن سرسخت هم هستند.


26- بپته خربزه نصیب شاله

خربزه رسیده نصیب شغال است.

هنگامی که نعمتی ارزنده نصیب نالایقی شود.


27- سگ کتار ره چو نده

چوب تو دهن سگ نکن

وسیله جنگی دیگری نشدن، بهانه به دست کسی ندادن، آتش بیار معرکه نشدن.


۲۸-کل ره بوتنه چه زلف ناینی، بوته این قرتی بازی مه ر بد اینه

به کچل گفتند چرا مو نداری، گفت: این قرتی بازی بدم می آید.

در مورد کسی که کاری از دستش بر نمی آید تا انجام دهد، ولی ادعا می کند که از آن کار خوشش نمی آید.


۲۹- زن خوانی ونه مار هارش، اسب خوانی، ونه یال هارش

زن می خواهی به رفتار مادرش نگاه کن، اسب می خواهی به یالش نگاه کن.


۳۰- وقت کار حسن براره وقت مز حسن دزه

وقت کار حسن مثل برادر است، اما وقت مزد گرفتن دزد است.


۳۱- ته کلفته رسن و مه نازک گردن

ریسمان کلفت تو و گردن نازک من.


۳۲- لیسک هم شاخ در بیارده

حلزون هم شاخ در آورد.

درباره کسی است که نزد بزرگترها سخنانی بگوید که در حد او نباشد.


۳۳- لوه لاقلی ره گنه ته کنگ سیوئه

قابلمه به تابه میگوید که زیرت سیاه هست.

کنایه از معیوبی که از عیب خود غافل است و عیب دیگران را بازگو می کند.


۳۴- یا نواش زن خر یا نور بار خر

يا خر زن نباش يا بار خر نبر.

خر زن نباش و به او سواری نده، اگر شدی باید رنج بار خواهش های او را بر خود هموار کنی.


۳۵- اسب ره بروته خر هیته از خشحالی پر هیته

اسب را فروخت خر گرفت، از خوشحالی پر گرفت(بال درآورد).


۳۶-پیشکشی اسب دندونه نشمارنه

اسب پیش کشی را دندان نمی شمارند.


۳۷- اگه دریا بورم دریای او هم خشگ گیرنه

اگر دریا بروم، آب دریا هم خشک می گیرد.


۳۸- ایا شه رج جا دکته، هر د لینگ تله کفنه

ایا که از رد پای خودش بیفتد، هر دو پاش تو تله می افتد.






































نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 18:6 |  لینک ثابت   •