۱۳۹۰/۰۳/۲۴

باورهایی در مورد مرگ و عزاداری مذهبی

باورهایی در مورد مرگ و عزاداری مذهبی

۱- لباس های سالم فردی را که فوت کرده معمولا به افراد نیازمند می دادند و از آن استفاده نمی کردند.

۲- در مرگ یک فرد جوان و مجرد برای او حجله می زنند و در کنار مراسم مداحی و روضه خوانی همسالان و دوستان متوفی مراسمی شبیه عروسی برای او اجرا می کنند و با به سر گرفتن مجمع هایی که درون آن خوردنی هایی مانند شیرینی و خرما قرار داده اند در پایان مراسم از حاضرین در مجلس پذیرایی می کنند.

۳- با دست به سر کودک ضربه نمی زنند چون معتقدند که باعث مرگ پدر او می شود.

۴- اگر کسی در مورد کسی دیگر خواب ببیند که او مرده معتقدند که به عمر او اضافه می شود ، به اصطلاح میگویند خداوند برای او عمر نوشته است.

۵- پروانه درشت رنگارنگی که در شب وارد خانه ای می شود آن را روح یکی از درگذشتگان آن خانواده می دانند ، آن را با دست می گیرند و در بیرون رها می سازند تا احیانا در آتش نسوزد و به یاد گذشتگان صدقه می دهند.

۶- اگر کسی فوت کرد اطرافیان و آشنایان او نباید ده دست یا سر خود حنا می بستند چون این کار را دلیل بر شادی می دانستند.

۷- در مراسم فوت یک عزیز اطرافیان او معمولا زنان ، بویژه مادران در مرگ عزیز خود اشعاری را با سوزی خاص و با حالت مویه می خوانند در زیر نمونه ای از آن که در آن مادری در رثای فرزند خود می خواند آورده شده است:

دَده شه ریکا دَده بَمیرِه (مادر فدای پسر مادر بمیرد)

ریکا نیه پیدا دَده بَمیرِه (پسر پیداش نیست مادر بمیرد)

دَده داشته راه دَده بَمیرِه (مادر در انتظارش بود مادر بمیرد)

مِرِ چی قول هِدا دَده بَمیرِه (قولی به من داده بود مادر بمیرد)
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 18:20 |  لینک ثابت   •