عباس كياني دارابی-وكيل پایه یک دادگستري
۱۳۹۰/۰۳/۲۹
دل من غصه چرا؟؟؟
دل من غصه چرا؟؟؟
اسمان را بنگر،كه هنوز بعد صدها شب و روز
مثل ان روز نخست گرم وآبي وپر از مه
به ما مي خندد !!!
يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان
نه شكست و نه گرفت
بلكه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد كشيد . . .
ودر آغاز بهار دشتي از ياس سفيد زير پاهامان ريخت . . .
تا بگويد كه هنوز،پر از امنيت احساس خداست
دل من غصه چرا ؟؟؟
تو خدا را داري وخدا . . .
هر شب و روز آرزويش همه خوشبختي توست
دل من ! ؟
دل به غم دادن و از ياس سخن گفتن ها
كار ان هايي نيست كه خدا را دارند ! ؟
دل من . . .! ؟
غم واندوه،اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه ايت،از لب پنجره ي عشق
زمين خورد و شكست . . .
با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن !
وبگو با دل خود كه :
خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .
او هماني ست كه در تارترين لحظه ي شب
راه نوراني اميد نشانم مي داد . . . ،
او هماني ست كه هر لحظه دلش مي خواهد
گه همه زندگيم غرق شادي باشد
دل من. . .! ؟
غصه اگر هست، بگو تا باشد . . .
معني خوشبختي . . .
مهر ورزيدن و دوست داشتن است
اين همه شادي و شور . . .اين همه غصه و غم . . .
اين همه مرگ و تولد . . .چه بخواهي وچه نه . . .
ميوه ي يك باغ اند !
همه را با هم با عشق بچين
اما از ياد مبر،پشت هر كوه بلند
سبزه زاري ست پر از ياد خدا
ودر آن باز كسي ميخواند . . .
كه خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .
دل من غصه چرا !؟
اسمان را بنگر،كه هنوز بعد صدها شب و روز
مثل ان روز نخست گرم وآبي وپر از مه
به ما مي خندد !!!
يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان
نه شكست و نه گرفت
بلكه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد كشيد . . .
ودر آغاز بهار دشتي از ياس سفيد زير پاهامان ريخت . . .
تا بگويد كه هنوز،پر از امنيت احساس خداست
دل من غصه چرا ؟؟؟
تو خدا را داري وخدا . . .
هر شب و روز آرزويش همه خوشبختي توست
دل من ! ؟
دل به غم دادن و از ياس سخن گفتن ها
كار ان هايي نيست كه خدا را دارند ! ؟
دل من . . .! ؟
غم واندوه،اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه ايت،از لب پنجره ي عشق
زمين خورد و شكست . . .
با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن !
وبگو با دل خود كه :
خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .
او هماني ست كه در تارترين لحظه ي شب
راه نوراني اميد نشانم مي داد . . . ،
او هماني ست كه هر لحظه دلش مي خواهد
گه همه زندگيم غرق شادي باشد
دل من. . .! ؟
غصه اگر هست، بگو تا باشد . . .
معني خوشبختي . . .
مهر ورزيدن و دوست داشتن است
اين همه شادي و شور . . .اين همه غصه و غم . . .
اين همه مرگ و تولد . . .چه بخواهي وچه نه . . .
ميوه ي يك باغ اند !
همه را با هم با عشق بچين
اما از ياد مبر،پشت هر كوه بلند
سبزه زاري ست پر از ياد خدا
ودر آن باز كسي ميخواند . . .
كه خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .
دل من غصه چرا !؟
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی
در 9:53 | لینک ثابت
•
