۱۳۹۰/۰۳/۲۹

دل من غصه چرا؟؟؟  

دل من غصه چرا؟؟؟

اسمان را بنگر،كه هنوز بعد صدها شب و روز

مثل ان روز نخست گرم وآبي وپر از مه

به ما مي خندد !!!

يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان

نه شكست و نه گرفت

بلكه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد كشيد . . .

ودر آغاز بهار دشتي از ياس سفيد زير پاهامان ريخت . . .

تا بگويد كه هنوز،پر از امنيت احساس خداست

دل من غصه چرا ؟؟؟

تو خدا را داري وخدا . . .

هر شب و روز آرزويش همه خوشبختي توست

دل من ! ؟

دل به غم دادن و از ياس سخن گفتن ها

كار ان هايي نيست كه خدا را دارند ! ؟

دل من . . .! ؟

غم واندوه،اگر هم روزي مثل باران باريد

يا دل شيشه ايت،از لب پنجره ي عشق

زمين خورد و شكست . . .

با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن !

وبگو با دل خود كه :

خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .

او هماني ست كه در تارترين لحظه ي شب

راه نوراني اميد نشانم مي داد . . . ،

او هماني ست كه هر لحظه دلش مي خواهد

گه همه زندگيم غرق شادي باشد

دل من. . .! ؟

غصه اگر هست، بگو تا باشد . . .

معني خوشبختي . . .

مهر ورزيدن و دوست داشتن است

اين همه شادي و شور . . .اين همه غصه و غم . . .

اين همه مرگ و تولد . . .چه بخواهي وچه نه . . .

ميوه ي يك باغ اند !

همه را با هم با عشق بچين

اما از ياد مبر،پشت هر كوه بلند

سبزه زاري ست پر از ياد خدا

ودر آن باز كسي ميخواند . . .

كه خدا هست . . .خدا هست هنوز . . .

دل من غصه چرا !؟
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 9:53 |  لینک ثابت   •