۱۳۹۰/۰۲/۱۱

شعری در وصف محرومیت مضاعف منطقه



خدا قوت بده اداره راه را درست کرده قشنگ جاده ما را (کنایه)

چه پلهایی درست کرده ماشالله بدر کرده همه پیچ و خم ها را


نه آب داریم، نه خاک داریم، نه پارتی بیایند حل کنند مشکل ما را

بیایند تا به آنها من بگوبم تمام مشکلات مردم ها را

در این منطقه محروم و مظلوم نمی پرسد کسی احوال ما را

ز بس نامه نوشتیم خسته گشتیم کسی نمی دهد جواب ما را

بیایند از کشاورزی ببینند درختا و قناتهای خشک ما را

ز بی آبی همه رفتند به شهر ها خالی کردند تمام روستاها را

میگن امروز و فردا آب میاریم بمیریم و نبینیم کنتورا را

میگن بودجه نداریم آب بیاریم کجا خرج می کنن این بودجه ها را

سه ساله آمدن نقشه کشیدن چرا مسخره کردین مردما را

عجب هستین طرفدار ضعیفان فراموش کرده ین آن وعده ها را

به رای ما شما رفتین به مجلس بدانین قدر پا برهنه را

بیا مسول گاهی سرکشی کن ببین این وضع ما بیچاره ها را

همین که می شود موقع رای ها میخان پاره کنن بلندگوها را

چهار روستا ندارد یک تراکتور به که گوئیم این درد دلا را

به زحمت نون از سنگ در میاریم چطور داماد کنیم این پسرا را

پسر ها می روند در شهر قربت نمی بینیم سالی یکبار اونا را

اگر باشد درآمدتوی روستا چرا تنها بذارن پدرا را

تمام ناز و نعمت توی شهرها خالی کردن تمام روستاها را

به شهری می دهند وام های هنگفت حق روستائی و مستضعفا را

به روستائی چرا نمی دهین وام نمی بینین مگر خشک سالی ها را

گلویم پاره شد بس شعر گفتم نمی دهد کسی جواب ما را

کریمی جوش نزن برای مردم تنت سالمه کن شکر خدا را

خداوندا به حق شاه مردان نصیب ما همه کن کربلا را

تقاضا داریم از صدا و سیما بزنن دکل برگویی ها را


شاعر : حاج محمد تقی کریمی از اهالی روستای بهارستان

چند شعر بسیار زیبای دیگر نیز از آقای کریمی به دستمان رسیده در آینده منتشر می شود.

نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 0:48 |  لینک ثابت   •