عباس كياني دارابی-وكيل پایه یک دادگستري
۱۳۹۱/۰۱/۱۰
تقدیم به تمام رهروان حقیقت
دانشجویی به استادش گفت:
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
صيدم من و صياد او
من بنده ام آزاد او
ويرانِ من آبادِ او
ای داد و ای بیداد او
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
تا روی دل آنسو کنم
با درد عشقش خو کنم
هر دم به سویش رو کنم
چون مرغ حق کو کو کنم
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
من قطره او دريای من
من مست او صحرای من
من بنده او مولای من
من لا و او الای من
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
هوشيار او ديوانه من
شمع است او پروانه من
افسونگر او افسانه من
ای خالِ او پيمان من
من طالب و مطلوب او
من راغب و مرغوب او
دلداده من محبوب او
زیبای شهرآشوب او
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
صيدم من و صياد او
من بنده ام آزاد او
ويرانِ من آبادِ او
ای داد و ای بیداد او
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
تا روی دل آنسو کنم
با درد عشقش خو کنم
هر دم به سویش رو کنم
چون مرغ حق کو کو کنم
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
من قطره او دريای من
من مست او صحرای من
من بنده او مولای من
من لا و او الای من
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
هوشيار او ديوانه من
شمع است او پروانه من
افسونگر او افسانه من
ای خالِ او پيمان من
من طالب و مطلوب او
من راغب و مرغوب او
دلداده من محبوب او
زیبای شهرآشوب او
حق حق زنم هو هو کنم
تا ما و من را او کنم
نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی
در 23:18 | لینک ثابت
•
