۱۳۹۰/۰۲/۲۳

ضرب المثل مازندرانی

ضرب المثل مازندرانی

 

آسيه گو دوش نيه  گنه زمين تپه چاله دارنه

 

معني:آسيه دوشيدن گاو را بلد نيست مي گويد زمين تپه و چاله دارد.

 

موارد استعمال: عرضه انجام دادن كاري را ندارد بهانه گيري مي كند.

 

 

اغوز دار سر اسّا صد نفر وره كتپل زندنه

 

معني: گردويي كه بالاي درخت مي باشد صد ها نفر براي چيدنش چوب پرت مي كنند

 

موارد استعمال: پشت سر دختر جهت خواستگاري او حرف هاي بسياري مي زنند.

 

 

 

اتا دست جا  چند تا مگر هندوانه گيرنّه

 

معني: با يك دست مگر مي توان چند هندوانه برداشت.

 

موارد استعمال: يك نفر مگر مي تواند چند مسئوليت را قبول كند يا مسئوليت چند كار را در يك زمان قبول كردن.

 

اتّا گوش دره هسه اتا گوش دروازه

 

معني: يك گوشش مانند در ، گوش ديگرش مانند دروازه

 

موارد استعمال: حرف نشنوي كردن

 

اميد داشتن به از خوردن

 

معني: اميدوار بودن بهتر از خوردن است.

 

موارد استعمال: اميد را از دست ندادن

 

انگور انگور جا لكه يادگيرنه، همسايه، همسايه جا فن

 

معني: انگور پوسيده باعث پوسيدگي انگور كناري خودش مي شود و همسايه نيز از همسايه ديگر هنر مي آموزد.

 

موارد استعمال: چشم هم چشمي كردن .

 

اين اسبه مرغنه سيو كرك شنه

 

معني: اين تخم مرغ سفيد از آن مرغ سياه است.

 

موارد استعمال: قدر پدر و يا مادر را در موقع بدست آوردن تمام، دانستن.

 

اين چش ره شي مار دارنه بموافن خيال دارنه

 

معني: اين چشمي كه مادر شوهر دارد قصد آمدن دارد.

 

 

موارد استعمال: حالا حالا ها دست بردار نيست، در قصدش مصمم است.

 

بامشي دست گوشت جا نرسنه  گنه بو دنه.

 

معني: گربه دستش به گوشت نمي رسد مي گويد بو مي دهد.

 

موارد استعمال: عرضه انجام كاري را نداشتن

 

هم ایمیل یکی از دوستامون از بابل که براتون گداشتیماین.

 

نوشته شده توسط عباس کیانی دارابی در 6:38 |  لینک ثابت   •