۱۳۹۰/۰۳/۱۶
زندگینامه حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ علی ادبی رحمهالله علیه
زندگینامه حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ علی ادبی رحمهالله علیه
آتش زبان او، ذوالفقار آبدار
مرحوم حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی ادبی رحمهالله علیه، در سال 1333 در روستای پریمک واقع در منطقه هزار جریب از توابع نکا به دنیا آمدند و تا 10 سالگی در همانجا زیستند. ایشان تلاوت قرآن را از مکتب آغاز کردند. به دلیل اینکه در آن روزگار، مدارس به شکل کنونی دایر نبود، آموزش قرائت قرآن را در زادگاه خود آغاز کردند و بخشی از آن را در همانجا فرا گرفتند. سپس برای خواندن بیشتر قرآن و همچنین خواندن کتابهایی چون بوستان و گلستان و نصابالصبیان به روستای چناربن که در همجواری زادگاهشان بود رفتند. ایشان تا 12 سالگی در آنجا زیستند و سپس به مناطق شهرنشین مازندران عزیمت کردند. پدرشان کشاورزی زحمتکش و بسیار متدین بود که به لحاظ معیشت در تنگنا قرار داشت. پدر مرحوم شیخ علی ادبی بارها و بارها به هشت فرزندش میفرمود بهترین لحظات زندگی من آن وقتی است که شما قرآن تلاوت میکنید. مادر ایشان هم بانوی بافضیلت و فهیمهای بود و همیشه ایشان را به طلب و کسب علم تشویق میکرد. بارها پیش آمده بود که مادر مرحوم شیخ علی ادبی به ایشان میفرمودند وقتی مشاهده میکنم که برای امام حسین(ع) از دیدگان مردم اشک میگیری، لذت میبرم.
همراهی با آیتالله شیخ ابوالقاسم رحمانی
استاد از 12 سالگی برای فراگیری علوم قرآنی و دینی، بیرون از زادگاه خود به سر میبردند و به همین دلیل، خانوادهشان همواره دوری و هجران وی را تجربه میکردند. مرحوم حاج شیخ علی ادبی برای کسب دانش و فیوضات، به روستای خلیل محله هجرت کردند. جایی که عالمی بزرگوار به نام آیتالله شیخ ابوالقاسم رحمانی، شاگردان مبرزی را تربیت میکردند. ایشان در تهران امام جماعت مسجد معتمدالملک (مسجد شفا) بودند. مرحوم شیخ علی ادبی چند سالی را در محضر ایشان کسب فیض کردند و مرحله مقدمات دروس حوزه را در آنجا به اتمام رساندند. آیتالله رحمانی با وجود مردمداری، تدین، تقوا و سادهزیستی به خاطر وجود مشکلات مالی مجبور شد به تهران هجرت کند.
در خدمت آیتالله محمدی لائینی
مرحوم حاج شیخ علی ادبی بعد از هجرت آیتالله رحمانی، به نکا رفتند و به خدمت آیتالله محمدی لائینی رسیدند و چند سالی نیز از محضر ایشان کسب فیض کردند. این تلمذ تا سال 48 ادامه داشت. یعنی سالی که مرحوم ادبی تصمیم به هجرت به تهران گرفتند. یکی از دلایل اصلی این عزیمت، دعوتی بود که آیتالله رحمانی از ایشان به عمل آوردند. ایشان در آن زمان مدرس مدرسه علمیه چهلستون بودند.
تحصیل در مدرسه چهل ستون
آقا سید ابوالحسن رفیعی در آن سالها در مدرسه علمیه چهلستون جلسه فقهی داشتند. هر چند مرحوم شیخ علی ادبی در سنی نبودند که در آن جلسات شرکت کنند اما علمای بزرگی چون شهید آیتالله مطهری، مرحوم آيتالله شعرانی و آیتالله حسنزاده آملی در آن کلاسها حاضر میشدند. البته مرحوم ادبی در جلسه درس اخلاق شبهای جمعه ایشان شرکت میکردند. به این ترتیب چندین سال در این حوزه مقدسه، اقامت گزیدند و در آنجا یادگیری کتب نخوانده یا خوب نخوانده را از سر گرفتند. مرحوم ادبی به مرور زمان احساس کردند حالت محدودیتی برایشان وجود دارد و نیازمند این بودند که در افق گستردهتر، روشنتر و بازتری کسب علم کنند. لذا به مدرسه شیخ عبدالحسین بازار رفتند که مدیریت آن را آیتالله سید هادی خسروشاهی بر عهده داشتند. پس از چند سال اقامت و کسب علم در آن مدرسه، مسئله امتحان از علما مطرح شد و قرار شد امتحانی عمومی از طلاب گرفته شود. در حالی که نام ایشان در زمره علمای مدرسه شیخ عبدالحسین ثبت شده بود اما ایشان، سطح دوم را امتحان دادند. سالهای اقامت ایشان در تهران به تکمیل کسب علوم و مطالعه و فراگیری کتابهای لمعه، رسائل و مکاسب گذشت. این اوضاع تا سال 52 ادامه داشت. در این سال، بحث سربازی طلاب مطرح شد و برخی به اجبار به خدمت سربازی درآمدند. البته برخی به محضر آیتالله صدوقی میرفتند تا برگهای اخذ کنند که مبتنی بر طلبه بودنشان بود. اما ایشان برای سربازی به بیرجند رفتند و در بیرجند نیز به محضر علمای بزرگی چون آیتالله ربانی و آیتالله آیتی رسیدند. سپس به هوانیروز تهران آمدند و باقی سربازی را در آنجا گذراندند. ایشان در پادگان تهران نیز با مشاهده افراد متدین و مذهبی، کلاس تفسیر قرآن را در آنجا دایر کردند. حتی گاهی در شبهای وفیات و ولادات با همان لباس سربازی میآمدند و در برخی مساجد سخنرانی میکردند. این کار ادامه داشت تا اینکه حراست ارتش از این موضوع مطلع شد و برای ایشان مزاحمتهایی ایجاد کردند.
عمامه گذاشتن
ایشان پس از پایان دوران خدمت سربازی، به مدرسه آقا شیخ عبدالحسین بازگشتند و زمان عمامهگذاری ایشان فرا رسید و در اواخر سال 54 و اوایل سال 55 عمامه بر سر گذاشتند. ایشان در آن سالها که نزدیک به پیروزی انقلاب بود، فعالیتهای انقلابیشان را به صورت جدی آغاز کردند. به عنوان مثال، نوارهای سخنرانی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را که در نجف ایراد شده از طریق دوستان خود به دست میآوردند و در داخل پخش میکردند. در همین ایام در جلسه درس اخلاقی که در منزل شهید سعیدی برگزار میشد و علما و بزرگان در آن تدریس میکردند حاضر میشدند. بسیاری از دوستان مرحوم شیخ علی ادبی که در آن جلسه حاضر میشدند، به شهادت رسیدند.
سالهای انقلاب
با اوجگیری انقلاب و افزایش اعتراضهای مردمی، فصل جدیدی در زندگی ایشان ایجاد شد. ایشان به سبب ارتباطاتی که با علمای قم داشتند، در گردونه انقلاب قرار گرفتند. در بخشی از زمان با مرحوم باهنر، آیتالله طالقانی، شهید مطهری، آیتالله بهشتی و آیتالله موسوی اردبیلی ارتباط داشتند و در راهپیماییهای ضد رژیم نیز شرکت میکردند. در همان روزها بود که منبرشان اوج گرفت. ایشان از منابع معتبر در سخنانشان سود میبردند و به دلیل اینکه نیروی جوانی بودند، از بیان روشن و گویای خویش برای تبلیغ تعالیم اهلبیت عصمت و طهارت(ع) سود میبردند. اقبال مردم به جلساتشان، روز به روز بیشتر می شد. مرحوم شیخ علی ادبی، اغلب در منطقه جنوب تهران به منبر میرفتند. مسجد امام حسین علیه السلام، مسجد رضوان و مسجد سعادت، اغلب پذیرای ایشان بود و گاهی نیز در مسجد حافظ و مسجد امام صادق علیهمالسلام به منبر میرفتند.
آشنایی با مرحوم فلسفی
یکی از مهمترین شخصیتهایی که در طول زندگی مرحوم شیخ علی ادبی، نقش تعیینکنندهای داشتند، مرحوم فلسفی، خطیب و واعظ شهیر شیعه بودند. استاد ادبی، از زمان سربازی، خدمت مرحوم فلسفی میرسیدند. ایشان هم با مشاهده شیخ علی ادبی سوال میکرد او کیست و دوستان عرض میکردند او طلبه است. حتی هنگامی که میخواستند حرف خصوصی بزنند، لباس شخصیها را بیرون میکردند اما میفرمودند بگذارید او بماند چون طلبه است. پس از دوران سربازی نیز که مرحوم شیخ علی ادبی معمم شدند، مرحوم فلسفی تفقد پدرانهای نسبت به ایشان داشتند و قریب به 30 سال از زندگی مرحوم شیخ علی ادبی، در محضر مرحوم فلسفی گذشت. مرحوم فلسفی به ایشان میفرمود: شما در فن خطابه واردید و بیانتان رساست، فلذا رسما عهدهدار تبلیغ شوید.
درس خارج حوزه
با وجود اینکه مرحوم شیخ علی ادبی در معتبرترین منبرهای تهران، سخنرانی میکردند و ذوق منبر را نیز در خود میدیدند، تصمیم گرفتند دروس خارج حوزه را بگذارنند و به همین دلیل به قم عزیمت کردند. در آنجا نیز از محضر بزرگانی چون مرحوم آیتالله صالحی مازندرانی و آیتالله ستوده بهره بردند و جلد دوم کتاب کفایه را نزد ایشان آموختند و بعد عملا وارد دروس خارج حوزه شدند. ایشان مبحث طهارت را در محضر مرحوم آیتاللهالعظمی میرزا جواد تبریزی خواندند و از محضر آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی نیز کسب فیض کردند. ضمنا بخشی از اصول را در خدمت مرحوم آیتاللهالعظمی فاضل لنکرانی فرا گرفتند و در جلسات آیتاللهالعظمی صانعی، آیتاللهالعظمی وحید خراسانی، آیتاللهالعظمی علوی گرگانی و مرحوم آیتاللهالعظمی گلپایگانی شرکت کردند. دوره کامل بحث قضا را نیز در محضر آیتاللهالعظمی نوری همدانی فرا گرفتند. قسمتی از مبحث ارث را هم در خدمت آیتاللهالعظمی سید محمد شیرازی فراگرفتند. درس اخلاق را نیز در محضر اساتیدی چون مرحوم آیتاللهالعظمی مشکینی، مرحوم آیتالله احمدی میانجی و مرحوم آیتالله بهاءالدینی گذراندند و همواره مثلث حدیث، تاریخ و تفسیر را در تحقیقات و فراگرفتنهای خود لحاظ میکردند. مدت اقامت ایشان در قم، 10 سال به طول انجامید. در این مدت برخی تقریرات علما را نیز نوشتند و از جانب برخی از آنان، دعوت به ماندن در قم شدند. حتی هنگامی که به تهران بازگشتند آیتالله سعید به ایشان تندی کرد که چرا بدون نوشن رساله عملیه برگشته است. از همبحثهای ایشان میتوان به آقای امیری همدانی اشاره کرد.
حضور ثابت ایشان در تهران تقریبا با فوت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه همراه بود. بسیاری از دوستان استاد شیخ علی ادبی اصرار داشتند که ایشان کارهای اداری و اجرایی را در دست گیرند. ایشان در آن روزها در حسینیه امام خمینی(ره) و در محضر مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای دامت برکاته، یکی از منبریهای ایام محرم بودند.
فعالیتها و آثار
استاد به عضويت هسته مركزي جامعه روحانيت مبارز تهران درآمدند و عضو هسته مركزي جامعه مبلغان و عضو هسته مركزي جامعه وعاظ شدند و در مسجد الزهرا بازار امامت جماعت را بر عهده داشتند. ضمن اینکه عضو شورای امور مساجد حوزه 7 که منطقه وسیعی را در بر میکرفت نیز بودند. ایشان همواره در ميان نمازها با توجه به زمان و شرايط، يك روايت متناسب را بيان ميكردند. به تعبير خودشان بسياري از نمازگزاران به خاطر همان برنامه بين الصلاتين ميآمدند. ایشان در اغلب شهرها و استانهای کشور و کشورهای عربی و اروپایی منبر رفتهاند و اغلب اوقات در مناسبتهای مختلف برنامه منبرشان مشخص میشد. همچنین از ایشان مطالبی پراکنده در مشریات مختلف به چاپ رسیده است و برخی از دوستانشان نیز از نوارهای سخنرانیهای ایشان، مقالههای پراکندهای دارند.
آثار ایشان نیز به طور کلی در چهار بخش خلاصه میشود؛ «تاریخ»، «حدیث»، «قرآن» و «حکایات و قصص». این بخشها تنظیم شده و به زودی منتشر خواهند شد. ایشان نام بخش حکایات و قصص را «کشکول» گذاشته بودند. کشکول حاوی حکایاتی است که یا در زمان حیات خودشان روی داده یا نقلقولها و شنیدههایی است که میراث بزرگان گذشته است. به عنوان مثال نقلقولها، داستانها و قصص فراوانی است که ایشان در فن منبر از اساتیدی چون جناب صدر بلاغی، حضرت استاد فلسفی یا مرحوم علامه شیخ محمد تقی جعفری شنیده بودند. این داستانها از عالم سفر، حذر و عالم دیدار با بزرگان در داخل و خارج کشور است که مطالبی خواندنی و بسیار زیبایی را در بر دارد. ایشان این فصل را با توجه سفارش مولای متقیان(ع) به امام محتبی(ع) که فرمودند«سیر در تاریخ به عنوان یک سرفصل در زندگی یک انسان موفق و کامیاب است»، نگاشته اند.
تدریس استاد
مرحوم استاد ادبی، هم در دانشگاه و هم در حوزه تدریس میکردند. استاد پس از بازگشت به تهران تدریس در حوزه را با کلاسها لمعه آغاز کردند. به علاوه تحریر و شرایع علامه حلی را هم تدریس میکردند. ایشان سالها در دانشگاه نیز تدریس میکردند. استاد، در کنار دعوت به عضو در هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در آنجا معارف تدریس میکردند اما به دلیل اینکه در تمام فصول سال برای وعظ به شهرهای مختلف سفر میکردند یا به جهت تبلیغ به کشورهای دیگر میرفتند، ترجیح دادند در دانشگاه تدریس نکنند. روز آخر دانشگاه اساتید ناراحت بودند و دانشجویان گریه میکردند و میگفتند «حاج آقا نروید، دانشگاه به حضور شما نیازمند است». حتی از طرف دانشگاه علامهطباطبایی نیز برای تدریس دعوت شدند اما به دلیل مشغلههای وعظ و منبر، نپذیرفتند.
فعالیتهای خیرخواهانه
ایشان همواره در طول حیات پربرکت خویش، به خانوادههای نیازمند و ایتام کمک میکردند. ضمن اینکه بیش از 140 مسجد، مدرسه، حسینیه، مجتمع آبرسانی را احداث کرده یا در احداث آنها مشارکت فعال داشتند. این فعالیتها بدون انجام انجام هیچگونه کمکرسانی دولتی و با هزینهای بالغ بر پانزده میلیارد ریال انجام شده اند.یکی از موفقترین پروژههایی که ایشان احداث کردند، مجتمع شبانهروزی حضرت امام خمینی(ره) با بیش از 200 دانشآموز در منطقه کوهستانی هزار جریب استان مازندران است که همه ساله قبولی دانشگاه میدهد. در عین حال فاز اول پروژه عظیم حوزه علمیه حضرت ولیعصر(عج) نیز در زمان حیات ایشان به پایان رسید و فاز دومش در حال اجراست.
حوزه علميه روستاي فريمك از خدمات ايشان بوده است
